محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

785

مخزن الأدوية ( ط . ج )

مىباشد از شكم . ورل به فتح واو و راى مهمله و لام به فارسى و تركى بزمچه و به هندى گوى به ضم كاف عجمى و واو مجهول و يا نامند ماهيت آن : حيوانى است بزرگتر از حردون و سر آن كوچك و دنباله آن دراز و از دنباله وزغ قويتر و پوست آن سياه و خشن و ابلق به خطوط زرد و گفته‌اند غير سوسمار است . طبيعت آن : گرم و خشك در سيّم و در دويّم نيز گفته‌اند و سرگين آن بسيار گرم و خشك . افعال و خواص آن : قايم مقام سقنقور است در همه افعال و مبهى و محلل رياح و ضماد گوشت آن جاذب پيكان و خار از بدن و سم لسع هوام به خود و چون آن را شق نموده بر ظاهر جلد بندند باعث فربهى عضو گردد . * الزينه * تدهين به روغن زيتون كه در آن جوشانيده باشند تا مهرّا شده باشد رافع آثار جلد و كچلى و حكه و داء الثعلب ( و قوبا . * العين * اكتحال آن جالى بياض عين و تدهين بدان روياننده موى در داء الثعلب ) « 1 » و جالى وضح و كلف و نمش و قوبا و مسمن بدن پيه و گوشت آن و ماليدن پيه آن به قوّت باعث عظم قضيب و طلاى خاكستر آن باعث بىحسى عضو . بدل پيه آن : پيه سقنقور است . فصل الواو مع السين المهمله وسخ به فتح واو و سين و خاى معجمه به فارسى چرك و به هندى ميل نامند . ماهيت آن : معروف است كه فضلات متجلبه خارجه از مسامات بدن حيوان است و هر بدنى كه فضول رطبه لطيفه در آن زياده باشد چرك آن نيز زياده مىباشد و از مطلق آن مراد چرك بدن انسان است . طبيعت آن : گرم و خشك و به حسب امزجه و اغذيه و اعضاء و بلد مختلف مىباشد آنچه قريب به ناخنها است گرمى و خشكى آن زياده است . افعال و خواص آن : طلاى چرك گوش جهت شقاق لب و گزيدن افعى و آشاميدن آن مورث بيهوشى و استسقا و قاتل گفته‌اند و طلاى چرك بدن با بعضى ادهان چرك گوش جهت شقاق لب و گزيدن افعى و آشاميدن آن مورث بيهوشى و استسقا و قاتل گفته‌اند . طلاى چرك بدن با بعضى ادهان مناسبه جهت بواسير و شقاق لب و مقعده و داخس و با موم روغن جهت تحليل اورام پستان و نفاطات و جوششها و ذرور خشك ساييده آن جهت نشف قروح وسخه و با اندك جلايى . * السموم * ضماد آن جهت نهش افعى و به دستور چرك گوش انسان زيرا كه اقوى در تأثير از ساير اوساخ بدن است و وسخ ابدان مصارعين يعنى چرك ابدان كشتىگيران و آن دو قسم مىباشد يكى آنست كه در ابدان ايشان به سبب ماليدن روغن و غبار جمع مىگردد و دويّم آنست كه بر ديوار زورخانه مجتمع مىشود و هر دو منضج و محلل و جالى به اعتدال‌اند و طلا كردن آن جهت قروح مشايخ وسخه و عرق النساء و با مراهم جهت تحجر رحم نافع است . وسخ الكواير به فتح كاف و واو و الف و ياى مثناة تحتانيه و راى مهمله . ماهيت آن : چركى است كه يافته مىشود در كواير نحل يعنى خانه‌هاى زنبور عسل و آن غير عكبر است كه به فارسى برموم نامند و به قول بغدادى و به قول صاحب تحفه برموم است و بهترين آن مايل به سرخى و نرم و خوشبوى آنست و شيخ الرييس گفته بهترين آن سبز آنست . طبيعت آن : گرم و خشك تا آخر دويّم . افعال و خواص آن : لطيف و جالى و جاذب و محلل اورام و بخور آن جهت سرفه مزمن و طلاى آن جالى قوبا و جاذب پيكان و خار از باطن و در جبر كسر و ضربه و سقطه قايم مقام موميايى است و وسخ الحمام جهت نفاطات نافع و مانند وسخ مصارعين است . فصل الواو مع الشين المعجمه وشق به فتح واو و شين و قاف لغت فارسى است . ماهيت آن : پوستين حيوانى است از سگ بزرگتر و از پلنگ كوچكتر و در رنگ و شكل مانند آن و فربه و دنبال آن از يك شبر كمتر و در تنكابن آن را پلنگ تومول نامند و گفته‌اند شبيه به روباه است و در تركستان به هم مىرسد و گفته‌اند برى است و بحرى نيز گفته‌اند و تخم در خشكى مىگذارد و اصلى ندارد . طبيعت آن : در آخر سيّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : محلل رياح و جهت فالج و كزاز و رعشه و پوشيدن پوستين آن عظيم النفع است از براى امراض مذكوره و مسخن بسيار و زايل كننده بلغم و مقوى گرده و باه و معين بر آن و مصلح حال گرده و مثانه و ظهر بارد و مداومت لباس و افتراش و جلوس بر آن جهت بواسير و نقرس مجرب و جهت مبرودين و مشايخ نافع و مضر محرورين و شاربان خمر و مرقق جلد و مهيا گردانيدن آن از براى قبول آفات از سرما و ذرور موى سوخته آن

--> ( 1 ) . فقط در نسخه ب